Banner-cottage.jpg

June 02, 2009

به این می گن توفیق اجباری!
یه هفته مونده به امتحانا خونه نشین شدم و با توجه به اینکه جایی هم نمی تونم برم مجبورم درس بخونم :)) تازه یه خوبی دیگه هم که داشت این بود که کلا به دلیل کوتاهی ترم 3 روز برامون فرجه گذاشته بودن حالا من با خیال راحت و با دلیل موجه از یه هفته زودتر فرجه ها رو شروع کردم... البته دیگه واقعا دارم خسته می شم. خیلی سخت بود... اونم برای منی که به زور وقت می کردم یه کم بشینم حالا 3 روزه که فقط خوابیدم. البته دیگه طاقت ندارم و کم کم دیگه از جام پا شدم. می خوام زودتر خوب شم. دیگه بسه!

خدا به خیر بگذرونه این امتحانا رو و از اون مهمتر پروژه ها رو...
حالا تازه یکی از امتحانامون که 23 ام بود افتاده به خاطر انتخابات به 30 ام. کلی دلم رو صابون زده بودم که از 26 ام دیگه می تونم برم کیفش رو ببرم :( یعنی اینا از اول نمی دونستن انتخابات داریم که الان عوض نکنن برنامه هارو. اگه کسی به من خبر نمی داد چی می شد؟؟؟ تازه 29 ام هم ما می خواستیم بریم مسافرت...


پ.ن1. خونه نشین شدنم به خاطر سقوط از اسب مهربونمه که شوتم کرده
پ.ن2. حس فوق العاده و در ضمن عجیبی دارم... به جلو نگاه می کنم و تغییرات رو حس می کنم.... خدایا به تو توکل می کنم...

Posted by goli at 01:27 AM | 5 Comments

May 03, 2009

lookingForward.jpg

تا الان هر وقت می خواستم به آینده نگاه کنم فقط می تونستم دو قدم اون ور تر رو نگاه کنم و برای یه دوره ی کوتاه برنامه ریزی کنم. مثلا وقتی دبیرستان بودم به کنکور نگاه می کردم و هر چی نزدیکتر می شدم اصلا نمی تونستم جلوتر رو ببینم... یه دیوار جلوم می دیدم و هیچ فکر راجع به بعدترش نمی تونستم بکنم...
الان خیلی حس پیچیده ای بهم دست می ده وقتی به جلو نگاه می کنم و سعی می کنم برنامه ریزی کنم... حس می کنم دارم برنامه ریزی می کنم برای یه مدت خیلی خیلی طولانی... برای کسی که می خوام باشم برای یه مدت طولانی... آینده رو به تصویر می کشم و می خوام تمام نیروم رو به کار بگیرم تا بسازمش... همون طوری که توی ذهنمه...
نمی تونم توصیف کنم...
و چه نعمت بزرگیه اینکه خودت آینده رو بتونی انتخاب کنی... بتونی انتخاب کنی که کی باشی...
حس می کنم فصل بعد خیلی داره نزدیک میشه....




A New Day has come
Celine Dion

A new day, oh oh
A new day, oh oh

I was waiting for so long
For a miracle to come
Everyone told me to be strong
Hold on and don?t shed a tear

Through the darkness and good times
I knew I?d make it through
And the world thought I had it all
But I was waiting for you

Hush, now
I see a light in the sky
Oh, it?s almost blinding me
I can?t believe
If I?ve been touched by an angel with love

Let the rain come down and wash away my tears
Let it fill my soul and drown my fears
Let it shatter the walls for a new sun
A new day has come, oh

Where it was dark now there?s light
Where there was pain now there?s joy
Where there was weakness, I found my strength
All in the eyes of a boy

Hush, now
I see a light in the sky
Oh, it?s almost blinding me
I can?t believe
If I?ve been touched by an angel with love

Let the rain come down and wash away my tears
Let it fill my soul and drown my fears
Let it shatter the walls for a new sun

A new day has

Let the rain come down and wash away my tears
Let it fill my soul and drown my fears
Let it shatter the walls for a new sun
A new day has come, oh

Hush, now
Well I see a light in your eyes
All in the eyes of the boy
I can?t believe
If I?ve been touched by an angel with love
I can?t believe
If I?ve been touched by an angel with love

Hush, now
(Ahh, ahh)
A new day
(Ahh, ahh)
Hush, now
(Ahh, ahh)
A new day

Posted by goli at 10:40 PM | 4 Comments

April 16, 2009

praay.jpg

وقتی خوب فکر کنی ، تا عمق وجودت حس می کنی که حتی از یه لحظه بعد هم خبر نداری و اون وقت حتی فردا هم به نظرت دور میاد...

Posted by goli at 12:02 AM

April 06, 2009

sky_fromAirplain.jpg

خب اینم از تعطیلات عید D:
یه هفته ش رو رفتیم پیش علیرضا و بعد از این 6 ماه بالاخره دیدمش... زندگی همیشه پر از دوری ها و نزدیکی هاست و اگه انعطاف پذیر نباشی مثل یه نخ قطع می شی...

دیگه چه می خواستم چه نمی خواستم تعطیلات تموم شد و با وجودیکه حسابی دلم نمی خواست تموم شه از دیروز دوباره کار و زندگی شروع شد... یعنی الان 2 ماه بدجوووور شلوغ پیش رو دارم ! از هفته ی دیگه میان ترم ها و تحویل پروژه ها شروع میشه، بعدم که هنوز نفهمیدی چی شده فاینال ها ! یعنی اگر آدم نجنبه و از کلاس ها عقب بمونه راحت کارش تمومه. خلاصه اینکه اگه آدم برنامه ی درست نداشته باشه و با بی رحمی تمام خودش رو مجبور نکنه که ازش پیروی کنه هیچ امیدی به آخر ترمش نیست.

Posted by goli at 12:31 AM | 4 Comments